تبلیغات
امید به فردا - رازگل سرخ
امید به فردا
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مهر 1390 توسط مریم | نظرات ()

روزی مرد جوانی که تازه به درجه استادی رسیده بودبااستاد خود که پیرمردی دانا بود در باغی قدم میزد.جوان به استادپیر گفت:ازعاقبت خود میترسم نمیدانم خداچگونه زندگی آینده مرابرایم رقم خواهدزد.لطفا به من پندی دهید تا خیالم راحت ترشود

استاد غنچه گل رزی کندوبه مردجوان دادوبه اوگفت:بدون اینکه گلبرگ های این گل زیباکنده شوند آن راباز کن

مرد جوان ازاین کاراستادبه شدت ناامید شدوباخودگفت:من ازاستاد چه خواستم واستاد چگونه جوابم را داد.مردجوان به هرحال به خاطراحترامی که به استادمیگذاشت غنچه رادردست گرفت وهرچه تلاش کردنتوانست.

داین لحظه استادبزرگ جملاتی رامثل مصرع های یک شعر خواند:این فقط یک غنچه گل رزبود.گلی که از سوی خداخلق شده است.امامن میتوانم گلبرگ های آن را بازکنم چون دستانم خشن هستند.من راز شکفتن گل سرخ رانمیدانم اما خدا گل رابامهربانی باز میکنددر حالی که این گل دردستان من میمیرد.اکنون از خود میپرسم  که چطور میتوانم به تمامی اسرار خدا آگاه باشم؟؟

من به خداایمان دارم وهرلحظه خدادستان مرا میگیردوبه سوی سرنوشت میبرد.میگذارم تاخداگلبرگ های لحظاتم راباز کند.درست مثل شکوفاشدن یک گل سرخ....




درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار